تبلیغات
عشق یعنی با خدا تنها شدن

خدایا عاشق آرامش اسم تو ام...


Admin Logo
themebox Logo

دانلود آهنگ
نویسنده :تیده آ
تاریخ:شنبه 16 آبان 1394-02:22 ب.ظ

پست ثابت



سلام....

خیلی خیلی خوش اومدین

اینجاوبلاگ گروهیه من ودوستامه....

پس اگه دیدین هر دفعه با یه اسم میایم تعجب نکنین.

همه مطلبی تو وبلاگ ما پیدامیشه

نظربزارین واسمون خوشحال میشیم






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:پنجشنبه 21 شهریور 1398-03:00 ب.ظ

زندگیتون پر از رزق




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:پنجشنبه 21 شهریور 1398-12:37 ق.ظ

.....


در وقت قنوتم به کف آیینه گرفتم
 جز رنگ ریا هیچ نمانده است به رخسار 
 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:چهارشنبه 20 شهریور 1398-10:30 ب.ظ

دلشکسته


نه این که حرفی نباشد ، هست... خیلی هم هست....
اما
دلشکسته ها می دانند ،
غم به استخوان که برسد می شود
"ســـــکــــوتــــــــــ" . .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:چهارشنبه 20 شهریور 1398-10:21 ب.ظ

حسین جان


حسین جان!!
وسط جاذبه ی این همه رنگ 
نوکرت تا به ابد رنگ شماست 
بیخیال همه ی مردم شهر
 دلم آقا به خدا تنگ شماست...
آقا میشه بنده ی رو سیاهتو بطلبی...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:شنبه 16 شهریور 1398-02:25 ب.ظ

اربابم حسین


ما از تو به غیر از تو نداریم‌ تمنا...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:یکشنبه 10 شهریور 1398-11:10 ق.ظ

کجا بروم؟!


گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم
 بی هر چه آشنا، گوشه ی دوری گمنام 
حوالی جایی بی اسم، بعد بی هیچ گذشته ای  
به یاد نیارم از کجا آمده، کیستم، اینجا چه می کنم.
 بعد بی هیچ امروزی به یاد نیاورم 
که فرقی هست، فاصله ای هست، فردایی هست.
 گاهی واقعا خیال می کنم
 روی دست خدا مانده ام خسته اش کرده ام. 
راهی نیست باید چمدانم را ببندم راه بیفتم... بروم. 
و می روم اما به درگاه نرسیده از خود می پرسم کجا...؟! 
کجا را دارم، کجا بروم؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:پنجشنبه 24 مرداد 1398-07:58 ب.ظ

خداا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:پنجشنبه 24 مرداد 1398-05:38 ب.ظ

رفاقت


گاهی چقدر دلم یك رفیق شش دانگ میخواهد...
كسی كه به دور از جنسیت همراهت باشد،
مذكر و مونث فرقی ندارد...
فقط كسی باشد كه بفهمد حالت را...
بتوانی به دور از حاشیه و ترس از هر چیزی،
تا نا كجا آبادِ زندگی بروی..
اگر كمی حد دوستی های معمولی خود را می دانستیم؛
كمی دندان به جگر می گذاشتیم و احساساتمان را بیان نمی كردیم
حال قضیه فرق میكرد و بهترین های زندگیمان را هنوز هم كنار خود داشتیم!

می توانستیم تا سالیان دراز از دیدن حالشان؛حالمان جان بگیرد
می توانستیم
به جای خاطراتِ تلخ ؛
زندگی را پراز خاطراتِ شیرین و دوست داشتنی كنیم..

مگر چه میشود كه پای عشق را وسط نكشید؟!
همه چیز كه نباید به عشق ختم شود...
بعضی دوستی ها باید ناب بمانند...
خالصِ خالص...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:چهارشنبه 23 مرداد 1398-11:11 ب.ظ

زندگی را زندگی باید کرد...


زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست.
گل می خواهد،
موسیقی می خواهد،
زیبایی می خواهد.
زندگی، حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد،
خستگی در کردن می خواهد.
عطر شمعدانی ها را بوییدن می خواهد.
خشونت هست،
قبول؛
اما خشونت، أصل که نیست،
زایده است،
انگل است،
مرض است.
ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم راکه مظهر خشونت است با زخم نمی بندند.
با نوار نرم و پنبه پاک می بندند،
با محبت،
با عشق…
نادرابراهیمی
از کتاب: آتش بدون دود



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:چهارشنبه 23 مرداد 1398-09:35 ب.ظ

بخند کی به کیه:-)


بانو حمیرا چه خوب توضیح دادن:
یکی تو فکر عشقه(دهه هشتادیا)
یکی تو فکر یاره(دهه نودیا)
یکی رسید به یارش(دهه هفتادیا)
یکی در انتظارش(دهه شصتیا )
یکی داره میخنده به روزگاری که وفا نداره(دهه های چهل و پنجاه)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:چهارشنبه 23 مرداد 1398-09:25 ب.ظ

حسرت هیچی رو نخوریم:-)


من از همان بچگی ام با لاکچری ها مشکل داشتم ...
بچه هایی لوس و از خود راضی که همه چیز برای کودکی کردنشان مهیا بود ...
آنها که توپِ چهل تکه ی براق داشتند ، در حالی که ما با توپ پلاستیکیِ راه راهمان وسطِ کوچه های خاکی بازی می کردیم ...
آنها که عروسک هایشان موهایِ بلوند و رنگی داشت وقتی ما با نخ و کاموا برای عروسک هایِ کچلمان مو درست می کردیم ...
همان ها که مدادِ جویده شده ی کوتاهِ ما را می دیدند و مداد نوکیِ طرح دارشان را با چه وقاحتی به رخمان می کشیدند ...
همان گستاخ هایِ بی رحمی که عصرهایِ تابستان ، پزِ بستنی قیفی شان را به ما می دادند ،
به ما که از همان روزها به فکرِ اقتصادِ خانواده و جیبِ پدرانمان بودیم ...
ما از اولش هم معمولی بودیم ،
معمولی هایِ مظلومی که هنوز هم که هنوز است لاکچری ها و زندگیِ لوکس و گران قیمتشان دست از سرِ بی حوصلگیِ شان بر نداشته ...
مثلا که چه ؟!
ما نبینیم و حسرت نخوریم بهتان نمی چسبد ؟!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:سه شنبه 22 مرداد 1398-07:20 ب.ظ

تفسیر با شما






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:دوشنبه 21 مرداد 1398-11:02 ب.ظ

میدونی پهلوون کیه؟


تو که پهلوون بازی،می‌دونی پهلوون کیه!
پهلوون برای یتیم پدر!
برای وامونده عصاست!
برای درمونده دسته!
برای مظلوم حقه!
برای ظالم مرگه!
برای هرچی نامردی ترس!
پهلوون نه اهل چاپو چوپه!
نه بادو برووت!
پهلوون اونی که سینش سنگ رو بشکافه!
دلش مثل یه شیشه با یه تقه ترک برداره!
پهلوون با خاکی هاش خاکیه!
با معرفتاش قاطی!
پهلوون اهل صفاست!
مرد وفاست!
گره گشای مشکلاست!
پهلوون بودن وموندن به ایناست!
نه به عشق لاتی وخط رو بدن!
واداشو درآوردن واین کارا…
پهلوونی واژه ای سنگینی..
که فقط واسه مردای خداست!
پهلونی که عاشق نباشه پهلون نیست…
خره



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:دوشنبه 21 مرداد 1398-08:16 ب.ظ

عید سعید قربان مبارک



از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :آشنا
تاریخ:شنبه 19 مرداد 1398-11:19 ق.ظ

خدایا


ما مشق غم عشق تورا خوش ننوشتیم
اما تو بکش خط به خطای همه ی ما




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :46
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...